تبليغاتX
وبلاگ یه دختر!

وبلاگ یه دختر!

مرا در قبر سیاهی بگذارید تا همه بدانند در سیاهی ترین تاریکی ها جان باخته ام.

هر گاه در جای قبر من تردید داشتید قطعه سنگی را از کوه بغلتانید هر جا آرام

 گرفت بدانید آنجا قبر من است.

دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند به آنچه خواستم نرسیدم.

چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند تا آخرین لحظه چشم انتظار مانده ام.

موهایم را پریشان بگذارید تا همه بدانند در این دنیا هیچ امید و آرزویی نداشتم.

بوته گلی وحشی در تابوتم بگذارید تا به جای معشوقم همراهم باشد.

تکه یخی روی قلبم بگذارید تا با تابش آفتاب،آب شود و به جای عزیزم برایم بگرید.

 

اشتباهي كه يك عمر پشيمانم از آن
اعتمادي است كه بر مردم دنيا كردم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 21:44  توسط سسسسسسسسسسسسسسسسسحر جون  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 21:26  توسط سسسسسسسسسسسسسسسسسحر جون  | 

عيدنوروز را به همه دوستان عزيزم تبريك عرض مي كنم اميدوارم سال خوب و خوش را در اين سال جديد براي شما آرزو دارم

                   

سافرت نوروزی

از آنجا که مدارس در ایام نوروز تا ۱۴ فروردین تعطیل است، فرصت خوبی برای سفر کردن به دست می‌آید. پس گروه کثیری از مردم به شهرهای دیگر و نقاط خوش آب و هوا ی کشور که در ایام نوروز از آب و هوای معتدل برخوردار است، سفر می‌کنند. اما این سفرها نیز خالی از دید و بازدید نیست. مردم به دیدار یکدیگر می‌روند و دیگران را به شام و ناهار دعوت می‌کنند. سفرهای زیارتی نیز که از دیرباز مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به این معنی که عده زیادی شب عید به مشهد می‌روند و پس از یکی دو روز به خانه و کاشانه خود باز می‌گردند

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 22:8  توسط سسسسسسسسسسسسسسسسسحر جون  | 

محرم و....

اربعین سالار شهیدان

محرم هم از راه رسید.... محرم که میشه داغ دل هیئتی تازه  میشه ( نویسنده:حساب من را جدا بزارین  من کمتر از اونی هستم که بخوام خودم ا با هیئتی هایکی کنم. حرف دل شما را میگم). انگار تمام طول سال زندگی میکنیم .به  عشق این که این دهه بیاد ما را باخودش به هیئت ببره. آره دیونه هستیم.       می دونم. خیلی گفتن و میگن. ما   ها   عقل نداریم.  بوی محرم به مشاممون که خورد عقل از سر ما می پره. خیلی حرفا برامون زدن. باز هم  می گن. ولی می خوای بدونی کی عقل ما را کی گرفته آ سید جواد گفته:

عقـل  از ســرم  پریــده  و دیــوونـگی جــا  گرفته

حرف اگه داری با حسین بزن عقلم را خدا گرفته

همیشه یاد سید الشهدا را دل ما زنده می مونه. و هیچ کس و هیچ چیز نمی تونه ما را از عشق مون جدا کنه. عشق ما یه عشق واقعی و خداییه. . با تمام عشق های دنیا فرق داره.

این  حسین   کیست   که   عالم   همه   دیونه   اوست.

این چه شمعی ست که جان ها همه پروانه ی  اوست.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 23:0  توسط سسسسسسسسسسسسسسسسسحر جون  | 

درد دل

>>>بچه ها این قسمت رو بخونید و حتما نظر بدید منتظر کمک دوستانه شما هستم<<<

 

>>> سلام بچه ها اميدوارم حالتون خوب باشه راستي بچه ها ممنون كه بهم سر مي زنيد و هيچ موقع تنهام نمي زاريد <<<

* بچه ها من يكي رو خيلي خيلي دوست دارم اون هم منو خيلي خيلي دوست داره فعلا با هم دوست هستيم اما قصد داريم با هم ديگه ازدواج كنيم اما چند تا مشكل وجود داره واسه ازدواج ما : 1- سن ما خيلي كمه سن من (18) سن عشقم (18) هم سن هستيم اون مي گه ما بايد 22 ساله شديم با هم ازدواج كنيم مشكل اول اين بود 2- مشكل دوم الان عشق من واسه زندگي هيچ پولي نداره البته من هيچ توقع اي از اون ندارم ولي اون مي گه : من بايد يه كاري پيدا كنم تا بتونم خرجي خودمونو در بيارم اين طوري نمي شه از هم دور بودن ما مشكلات خيلي زيادي داره مثلا : ما هر شب بايد با هم ديگه حرف بزنيم چون اگه اگه با هم ديگه حرف نزنيم مي ميريم -2- ما كه تلفني با هم ديگه حرف مي زنيم اين هم مشكله چون توي 1ماه براي اون پول تلفن 200/000 تومان پول تلفن اومده بود خب اين مبلغ پول خيلي زياديه با اين پول مي شه يه كاروكاسبي راه انداخت اما نمي شه ما عاشق هم هستيم اگه صداي هم ديگه رو يه روز نشنويم ...

*** يه مصيبت خيلي بزگ ، يه تنهايي بزرگ به خدا اين يكي رو ديگه نمي شه تحمل كرد امسال تا آخر سال وقت داره آخر سال بايد بره ((سربازي)) 

مي گن: آموزشي سربازي 3ماهه توي اين سه ماه نمي زارند يه سرباز حتي يه زنگ بزنه به خونه مي گن: توي اين 3ماه آموزشي اصلا نمي تونه مرخصي بياد مگه مي شه خدا كنه كه اين جوري نباشه اگه اين جوري باشه من از تنهايي مي ميرم ... ***

                     

اون مي گه من از مستاجري بدم مياد با وضعيتي كه ما درايم گه ازدواج كنيم حتما بايد مستاجر بشيم ...

اون مي گه نمي دونم چي كار كنم توي دو راهي موندم هم تو رو دوست دارم هم نمي تونم دوريت رو تحمل كنم آخه يه مشكل ديگه هم هست خواهر بزرگ من همين روزها ازدواج مي كنه منم خواستگار دارم اما هيچكدوم اون ها رو دوست ندارم اگه خواهرم ازدواج بكنه بره فرداي همون روز پسر عموم پا مي شه مياد خواستگاريم مي دونه من دوستش ندارم مي دونه من جواب رد مي دم اما باز مي خواد بياد نمي دونم چي كار كنم ...

من از <<<خدا>>> كمك گرفتم نا اميد هم نيستم از <<<امام زمان>>> هم كمك گرفتم از شما هم كمك مي خوام از شما راهنمايي مي خوام مي خوام بدونم تكليف من چيه؟ ...

                      

  دعا کنید برامون 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 1:44  توسط سسسسسسسسسسسسسسسسسحر جون  | 

شب چله

سلام به همه دوستان عزیزم امیدوارم حالتون خوب باشه راستی عید سعید قربان رو به همه شما دوستان عزیز تبریک عرض می کنم از این شب پر برکت استفاده کنید  راستی ما رو هم دعا کنید نظر یادتون نره ها فعلا بای ...  

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 16:23  توسط سسسسسسسسسسسسسسسسسحر جون  | 

 

اگه بگم که قول می دم تا همیشه با هات باشم

 

اگه بگم که حاضرم فدای چشات بشم

 

اگه بگم تو آسمون عشق من فقط تویی

 

اگه بگم بهونه ی هر نفسم نویی

 

اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنم

 

اگه بگم زندگیمو بذر بهارت می گنم

 

اگه بگم ماه منی هر نفس راه منی

 

اگه بگم برای خوشبختی تو خدا را فریاد میزنم

 

اگه برات بگم که برای تو زندگی می کنم

 

اگه بگم ...

 

اینارو نوشتم که بگم خیلی دوست دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 1:8  توسط سسسسسسسسسسسسسسسسسحر جون  | 

 

 

چشمان من هميشه مضطربند

هميشه در انتظار

خاطرات درون سينه هميشه بي قرار

من پرسه گرد خيابان خيس تنهايي ام


از سكوت كوچه هاي درون پنجره مي آيم


من تكرار دوباره ي سرو را


وقتي كه فرصت تكرار دوباره ام از دست رفته بود


ميان روشنايي مشكوك يك شمع نگريستم


و سبزاي هميشگي اش را در پاييز دستانم


به تجربه نشستم !


نفس در سينه ي محبوس ناباوري ها



تار و پود احساس ، آغشته به بوي دستانش بود



كه من دانستم بايد بود – بايد زيست ،

كاش مي شد وقت رفتن ، چشم هايم را كنار تو بگذارند

تا حسرت ديدار تو در جاودانگي ام نباشد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 23:13  توسط سسسسسسسسسسسسسسسسسحر جون  | 

در یك دقیقه میشه یك نفر رو خرد كرد،

در یك ساعت میشه كسی را دوست داشت

و در یك روز میشه عاشق شد

ولی یك عمرطول میكشه تا كسی رو فراموش كرد

رفتم مراببخش ومگواووفانداشت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 23:7  توسط سسسسسسسسسسسسسسسسسحر جون  | 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 16:42  توسط سسسسسسسسسسسسسسسسسحر جون  |